مرتضى مطهرى
82
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
از من بگوى حاجى مردم گزاى را * كو پوستين خلق به آزار مىدرد حاجى تو نيستى ، شتر است از براى آنك * بيچاره خار مىخورد و بار مىبرد حالا بايد گفت : حاجى تو نيستى ، موتور است از براى آنك بيچاره بنزين مىخورد و بار مىبرد . شاعرى هزلگو فرض كرده كه اگر شتر سجع مُهرى برايش حكاكى شده بود ، قاعدتاً مىبايست چه باشد ؟ در قديم معمول بود كه مردم مىرفتند پيش حكاكها برايشان مهر ثبت حك مىكردند . گاهى حكاكها ذوق شعرى داشتند و اسم شخص را ضمن شعرى ذكر مىكردند . علما معمولًا آيه يا ذكرى در سجع مهر خود مىآوردند ، مثل : ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتيهِ مَنْ يَشاءُ يا : انَّ فَتْحَ اللَّهِ قَريبٌ . گاهى اين سجع مهرها چيزهاى خوشمزهاى از كار درمىآمد . گويند شخصى اسم خودش نورالدين و اسم پدرش نوراللَّه و اسم مادرش نورالنساء بود و سجع مهرى خواست . حكاك ثبت كرد : خودم نور و بابام نور و ننهام نور - اگر نوره كشم نورٌ على نور . ديگرى به حكاك گفت : اسم پدرزنم در مهرم باشد ( افتخارش به پدر زنش بود ) و نام چهار سورهء قرآن هم باشد . اسم خودش رضا قلى و اسم پدرزنش ميرمبارك بود . حكاك ثبت كرد : مزمّل و مدثّر ، قل اوحى ، تبارك - رضا قلى افشار داماد ميرمبارك . به هر حال شاعر هزلگو فرض كرده كه اگر شتر از حكاك سجع مهر بخواهد ، جوابش اين است : گاه بارم خار باشد گاه دُر * يار حاجى عبده الراجى شتر اما اكنون يار حاجى شتر نيست ، موتور است . سجع مهر او اين خواهد بود : گاه بارم بمب باشد گاه دُر * يار حاجى عبده الراجى موتور 20 . از جملهء حضرت امير خطاب به قثم كه فرمود : وَ ذَكِّرْهُمْ بِايّامِ اللَّه يعنى آنها را موعظه كن و عبرتهاى تاريخ را براى آنها بازگو كن ، معلوم مىشود در اين سفر ، در اين وقوفات اين استفادهها بايد بشود همانطورى كه رسول اكرم در حجة الوداع كه آخرين حج و از نظرى اولين حج آن حضرت ( بعد از فتح مكه و استقرار حكومت اسلامى ) نيز بود همين طور عمل كرد . در آن سال رسول اكرم خودشان سمت اميرالحاج را داشتند . خطابههاى مهم آن حضرت همانهاست كه در ايام حج ايراد